دنیای این روزا

مزاحم در حد تیم ملی

بابا خوب چرا با یه شماره ی جدید گوشی آدمو میگیرید که مثلا مزاحمید!!!

یه میس افتاده رو گوشیم میزنگم میگم آقا شما با من تماس گرفتید؟!!(ببین چقد مؤدبم)، میگه نه! میگم پس ببخشید اشتباه از من بوده حتما(نهایب ادب) خدافظی

بعد ۲ مین میزنگه میگه خانوووووووووووووووووووم، چرا مزاحم میشی؟ حالا اگه میخوای دوست دخترم شی من مشکل ندارما!!!!! منم جانانه بهش میگم بمیر بابا(بانهایت خشونت و جذبه) و چقدر هم به خودمان افتخار میکنیم که چه دختر خوبی میباشیم.

مزاحم ما دوباره میزنگد و ما نمیجوابیم(مصمم میباشیم) و هنوز در حال افتخار کردن به خودمان هستیم!

بعد از چند بار تماس، با شماره ی آشنای خود اس ام اس میدهد که به ما میگویی بمیر بابا پدر سوخته!!ها ها ها هاکلی خندیدیم!!!!!!!!

بابا ها ها ها و ........،این چه وضعشه، چرا منو تو این موقعیت قرار میدید، و در یک لحظه ی تلخ و سخت تمامی افتخارات اکتسابی پنداری دود شد رفت هواااااااااا

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 23:33  توسط سپیده  | 

میسپارد
نام بیرنگ تو را،
بر کاغذ.
دست من حس تو را مینوشد
آنچنان محو فرو ر
یختنی،
...
که تن واژه به من می خندد.
که سپید کاغذ،
پر از خط خطی حس من است.
اندکی تاب بیار،
تا تو را رسم کنم.                                                                                 
تا تو را نه
بودن پیش تو را وصف کنم.
وحشی کوچک من تاب بیار،
تا من عاشق بشوم....
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 23:11  توسط سپیده  | 

پسرک گل فروش

پسرک جلویش را میگیرد و با التماس میگوید
خانم! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت
نگاه پسرك را روي كفش هايش حس كرد
چه كفش هاي قشنگي داريد
...
زن لبخندي زد و گفت:برادرم برايم خريده است.
دوست داشتي جاي من بودي؟؟
پسرك بي هيچ درنگي محكم گفت : نه !
ولي دوست داشتم جاي برادرت بودم
تا من هم براي خواهرم كفش مي خريدم.
*چقدر خود را در برابر عظمت نگاه پسرك كوچك و خوار ديد.*
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 22:48  توسط سپیده  | 

خسته شدم ازین همه تکرار و تکرار و تکرار

همه چیز عادت شده، خوردن، خوابیدن، درس خوندن ، بیرون رفتن و ...

از کدومشون لذت میبرم؟!!! نمیدونم.

الان فقط یه دلخوشی دارم که اونم نمی تونم بنویسم!

اگه این علامت تعجب نبود من چه میکردم چون همش از دست خودم تعجب میکنم!!!

پی نوشت : تو چیزی برای گفتن نداری حرفهایت مثل خودت تکراری شده، از زل زدن به تو خسته شدم، دلم می خواهد تو را بشکنم نمی دانم چرا اینها را که گفتم آینه خودش شکست!!!

بعدا نوشت: این جمله ی خودمو خیلی میدوستم

الان باید برویم اتاق تکانی ناسلامتی عید میباشد ولی ما اصلا حوصله نداریم و ما دوست داریم  همش بنشینم پای کامپیوتر!!!


+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اسفند1389ساعت 18:41  توسط سپیده  | 

شعر زیبای وداع از فروغ فرخزاد

مي روم خسته و افسرده و زار

سوي منزلگه ويرانه خويش

بخدا مي برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

 

مي برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه

 

مي برم تا ز تو دورش سازم

ز تو، اي جلوه اميد محال

مي برم زنده بگورش سازم

تا از اين پس نكند ياد وصال

 

ناله مي لرزد، مي رقصد اشك

آه، بگذار كه بگريزم من

از تو، اي چشمه جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من

 

بخدا غنچه شادي بودم

دست عشق آمد و از شاخم چيد

شعله آه شدم، صد افسوس

كه لبم باز بر آن لب نرسيد

 

عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم، خنده بلب، خونين دل

مي روم، از دل من دست بدار

اي اميد عبث بي حاصل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اسفند1389ساعت 1:39  توسط سپیده  | 

شعر زیبایی از سهراب سپهری

دشت هایی چه فراخ
كوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاكی بود كه صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه كسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاك
لب آبی
گیوه ها را كندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نكند اندوهی ‚ سر رسد از پس كوه

چه كسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی در كرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند كه چه تابستانی است
سایه هایی بی لك
گوشه ای روشن و پاك
كودكان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید كرد

در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم كه دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه
دورها آوایی است كه مرا می خواند

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 19:19  توسط سپیده  | 

اسمتونو به ژاپنی ببیند!!!

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 17:19  توسط سپیده  | 

شعر زیبایی از فریدون مشیری

همه مي پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟

چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند

که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟

چيست در کوشش بي حاصل موج؟

چيست در خنده جام

که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگري؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به اين آبي آرام بلند،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

من به اين جمله نمي انديشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستي را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را مي شنوم؛ مي بينم.

من به اين جمله نمي انديشم.

به تو مي انديشم.

اي سرپا همه خوبي!

تک و تنها به تو مي انديشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.

تو بدان اين را، تنها تو بدان.

تو بيا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.

من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.

اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛

ريسماني کن از آن موي دراز؛

تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستي تو بجوش.

من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 0:38  توسط سپیده  | 

Easy Ways to Die:
Take a Cigar daily - You will die 10 years early.
Drink Rum daily - You will die 30 years early.
Love Someone Truly - You will die daily.

+ نوشته شده در  شنبه 7 اسفند1389ساعت 23:37  توسط سپیده  | 

آخه من نمیدونم این چه وضع اینترنته؟!!!! هان؟؟؟

خیلی خوشحال و موشحال یه آهنگ جدیدی میشنوی و دوست داری داشته باشیش و میری تو سرچ گوگل میزنی آهنگ . . . با صدای . . . بعد اون کلید مربوطه رو میفشاریو بعد گوگل جان عزیز یه عالم سایت با مضمون ذکر شده برات پیدا میکنه و باافتخار هم مینوسه جستجو در ۳۲/۰ ثانیه و ازین حرفا!!!

بعد الان تو خوشحالی که به آهنگ محبوبت داری میرسی اما غافل ازین که . . .

اولیو میزنی باز نمیشه...

دومیو میزنی(و به خودت امیدواری میدی) باز میشه و آهنگ مربوطه رو میبینی سریع یه راست کلیک و ذخیره کردنش ولی ای داد بیداد دانلود نمیشه که نمیشه چرا؟ چون نمیشه!

سومیو میزنی چه چیزایی که نمیبینی! صندل افزایش قد (افزایش ۱۸۰ سانتی متر به قد شما در عرض ۲ صدم ثانیه)

ساعت اصل با مارک فلان فقط فقط ۲۰۰۰ تومن اگه اون فلانی بدونه که مارک اونو با این قیمت میفروشید که خودشو دار میزنه که بابا تو رو خدا من فقط یه آهنگ میخواستم!!!

چهارمیو طبق اصل امید به زندگانی میزنیم و مجدد طبق اون یکی اصل زندگی نا امید میشویم

پنجمیو نمیزنیم(همین طوری)

جدی نوشت: ایمان میاوریم به قانون کپی رایت وصبر میکنیم که آهنگ اورجینالش وارد بازار شود و ما مانند بچه های خوب میرویم با یک پکیج زیبا و عکس دار میخریم و در هزارتا قرعه کشی هم شرکت میکنیم و کلی جایزه برنده میشویم!!!

پی نوشت: الان که این را مینویسیم خیلی خوشحالیم که چه بچه ی خوبی شدیم ما و قلبمان از شدت خوشحالی در حال ایستادن است ------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  شنبه 7 اسفند1389ساعت 0:22  توسط سپیده  |